جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

180

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

مىكند . پس بسيار ترسيد و چونكه شب شد داخل شد ، او را در خواب ديد و گفت از آنچه ديدى ترسيدى ؟ گفت ، بلى ، گفت ، آنچه ديدى و ترسيدى به جهت برادر تو ، فلان كس بود كه دعوايى با كسى داشت و آمدند در نزد من به مرافعه و من در دل خود گفتم كه خداوندا حكم را به طرف او گردان و چونكه نظر و تأمل در دعواى ايشان نمودم به مقتضاى علم و به حق حكم نيز به طرف او واقع شد و حكم به علم و به حق بود و ليكن چونكه ميل و هواى نفس با آن موافقت داشت به آنچه ديدى مبتلا گرديدم « 1 » . پس هرگاه مشوب شدن اخلاص به هواى نفس ، عمل را چنين فاسد مىگرداند ؛ پس چگونه خواهد بود عمل و حكمى كه به هواى نفس محض باشد . بارى اين سه فرقه از اهل خيانت مىباشند و ظلم در خلافت نموده‌اند و مخالفت فرمودهء خداوند كه فرموده است ؛ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ « 2 » كرده‌اند و امانت و حق حكومت را به اهل آن وانگذارده و حكم در ما بين مردمان به عدل و به حل و به اخلاص كه آخر معنى عدل و حق است ، ننموده‌اند و از اهل جهنّم مىباشند . و جناب امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند كه آسيابى است در جهنم كه مىگردد و آرد مىكند چهار فرقه را ، سلاطين ظلمه و وزراى خيانت كار را و علماى بىعمل و قاضيان جور نماينده در حكم و قضا را و چنان كه در حديث ديگر فرمودند كه ميراثها از حكم ايشان ، گريه مىكند و خونها فرياد مىزنند و به حكم ايشان فروج حلال ، حرام مىشود و حرام ، حلال مىگردد و حقوق كافّهء خلايق از حق مالى ، نفسى و عرضى ، همگى در گردن ايشان است و به سبب جهل ، هواى نفس و خلق‌پرستى ، رشوه مىگيرند و كتابت سجلات ، عقود و انكحه به قباله مىدهند و اجرت مىگيرند و عمّال و نوّاب در اطراف ، به مال و به رشوه مىفرستند و شاگردها مستولى مىنمايند تا در ابطال حقوق و احقاق

--> ( 1 ) . تنبيه الخواطر 2 : 181 ( 2 ) . نساء : 61